English French German Italian Portuguese Russian Spanish

شاخصهاي بهره وري

يكشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۵ مهدي ورمقاني
چاپ PDF

بهره وري يك سازمان به اثربخشي و كارايي وظايف مديريت بستگي دارد. بهره وري زماني محقق خواهد شد كه بر اساس هدف نهايي و...

 

 

بهره وري يك سازمان به اثربخشي و كارايي وظايف مديريت بستگي دارد. بهره وري زماني محقق خواهد شد كه بر اساس هدف نهايي و راهبردهاي متناسب، سازمان اجتماعي تكوين و روابط موزون و هماهنگ بين آنها تدوين گردد تا فعاليتهاي مناسب دستيابي به هدف نهايي را تحقق بخشد. بهبود بهره وري موضوعي بوده كه از ابتداي تاريخ بشر و در كليه نظامهاي اقتصادي و سياسي مطرح بوده است. ارتقاي بهره وري امري است كه بايد در همه سطوح اعم از فرد ، خانواده، سازمانها و كشور مورد توجه قرار گيرد. بهره وري موضوعي فني، اقتصادي و فرهنگي است كه در مشاركت فرد با جامعه، كاركنان با مديريت و سازمانها با محيطشان ساخته و پرداخته مي شود.افزايش بهره وري در يك كشور با تلاش همه مردم، همه سازمانها و كليه آحاد يك ملت امكانپذير خواهد بود. رشد بهره وري كاري نيست كه با دستور از بالا امكان پذير باشد. دولتها ، بسترها و سياستهاي مناسب را فراهم كرده تا مردم به گونه اي گسترده در حركت افزايش بهره وري شركت فعال داشته باشند.

سازمانها موجوداتي هوشمند هستند كه براي درك محيط پيرامون خود تلاش نموده و جهت نيل به هدفهاي كوتاه مدت و بلند مدت خود و نيز دستيابي به آرزوها و آرمانهاي خويش برنامه ريزي مي نمايند. براي نيل به اين اهداف ، سازمانها از اطلاعات حاصل از تجارب خود و ديگر سازمانها استفاده نموده و از توانمنديهاي منابع انساني خويش براي نظم بخشيدن و اولويت بندي اين اطلاعات استفاده مي كنند. هر سازمان اين اطلاعات را براي درك بيشتر محيط پيرامون خود، يادگيري عناوين جديد و برنامه ريزي براي آينده بكار مي برد. بدين طريق سازمانها از توانايي استدلال نيروي انساني خود بر اساس معلومات و تجربيات آنها براي نيل به اهداف خود استفاده مي كنند.

محدوديت قدرت درك انسانها از آنچه كه در پيرامون آنها مي گذرد و نيز محدوديت و نقص در كسب تجربه، همواره با عدم قطعيت و حتميت مواجه است. عدم حتميت در رابطه با كفايت اطلاعات و عدم قطعيت در رابطه با جامعيت اطلاعات، از موارد منجر به بروز خطا در تصميم گيريهاي سازماني بوده و هست. سازمانها معمولا فاقد اطلاعات جامع و همه جانبه از محيط پيرامون خود(درون و بيرون) هستند. در اين راستا سازمانها براي بقاء و ادامه حيات خود علي القاعده با اموري نظير تصميم گيري ، جمع آوري داده ها و تجزيه و تحليل آنها، پيش بيني و آينده نگري امور و حوادث مواجه هستند. در تمام امور فوق ، اطلاعات گذشته و حال براي نيل به اطلاعاتي كه در دسترس نيست، استفاده مي شود. بديهي است كه فقدان اطلاعات كامل و علمي منجر به عدم حتميت مي گردد. ليكن فعل و انفعالات و اثرات متقابل اطلاعات و عدم حتيمت معياري براي ميزان پيچيدگي است.

از طرفي به علت محدوديت منابع و نامحدود بودن نيازهاي سازمان ، مساله تخصيص بهينه منابع مطرح مي شود. تخصيص بهينه منابع مهمترين ابزار اجراي استراتژي و برنامه هاي بلند مدت هر سازمان است. به عبارت ديگر ، سياستها و اهداف برنامه ای هر سازمان در تخصيص بهينه منابع به فعاليتها انعكاس مي يابد. ميزان حصول به هدفها به چگونگي تخصيص منابع و كنترل آن بستگي دارد.

برنامه ريزي فرايند پيش بيني هدفها و اقدامات لازم براي رويارويي با تغييرات و مواجه شدن با عوامل نامطمئن ، از طريق تنظيم عمليات آينده است. هدف اساسي برنامه ريزي، تقليل ميزان قبول خطر نسبت به اتفاقات احتمالي و اتخاذ تدابيري جهت هماهنگي براي دستيابي به موفقيت هاي سازماني است.

شاخصهاي بيمارستاني مهمترين عامل نشان دهنده عملكرد بيمارستان مي باشند در مقايسه اين شاخصها با استانداردها نقاط ضعف و قوت كاركرد بيمارستان و فاصله آن با وضعيت مطلوب مشخص مي گردد.

شاخصهاي بهره وري غالبا براي سنجش پيشرفت و كاميابي سازمانها و تعيين نقاط قوت و ضعف آنها بكار مي روند. محاسبه اين شاخصها به ويژه در سازمانهاي خدماتي كه خدمات يعني محصولات غير قابل لمس توليد مي كنند، بسيار دشوارتر است. تجزيه و تحليل شاخصهاي بهره وري مشخص مي سازد در كجا امكان و فرصت بهبود عملکرد در سازمان وجود دارد. امروزه اندازه گيري بهره وري حتي در امور خدمات عمومي، سازمانهاي مالي و بانكها، موسسات حمل و نقل و شركتهاي ارتباطي، خدمات عام المنفعه نظير آب ، برق و گاز، بهداشت ، درمان و آموزش از اهميت زيادي برخوردار شده است. اندازه گيري بهره وري به ما كمك مي كند كه اقتصادي ترين راه استفاده از منابع را انتخاب كنيم. اندازه گيري بهره وري به تشخيص فعاليتهاي غير اقتصادي، ميزان اتلاف و ضايعات، اسراف و تعيين ظرفيتهاي بلااستفاده كمك كرده و براي برنامه ريزي براي تخصيص بهينه منابع ياري مي رساند.

تخصيص منابع مهمترين ابزار مديريت جهت اجراي استراتژي و برنامه هاي دراز مدت است. به بيان ديگر، سياستها و هدفهاي هر برنامه در تخصيص بهينه منابع به فعاليتها انعكاس مي يابدارائه خدمات آموزشي به منظور زمينه سازي بستر توسعه ملي همراه با سرمايه گذاري كلان مستلزم صرف منابع ملي مي باشد. اجراي برنامه هاي آموزشي ضمن استفاده ارزي و ريالي، بخش قابل توجهي از امكانات ، توان فيزيكي، تخصص و تجهيزات مدرن را به خود اختصاص مي دهد. اگر تخصيص اين حجم از منابع از نظر فني و اقتصادي با توجيه منطقي صورت پذيرد، زمينه هاي رشد ، شكوفايي و توسعه فراهم مي گردد.

روش مورد استفاده فعلي در تخصيص منابع داراي نواقصي است كه رضايتمندي، كارايي و اثربخشي را كاهش مي دهد. مهمترين اين نواقص عبارتند است از:

1) براي تخصيص منابع به هريك از فعاليتها از روش شهودي استفاده مي شود و بيشتر مبتني بر تجربيات و استدلال ضعيف ذهني كارشناسان و مديران (و حتی گاهی کاملا بدون هرگونه شاخص تجربی وصرفا بر اساس جبران منابع مصرف شده می باشد.) صورت مي گيرد كه به زبان رياضي انحراف زيادي دارد.

2) وجود عوامل دروني و بيروني سازماني(به عنوان عوامل مداخله گر)باعث شده تا برنامه ريزي تصميم گيران دستخوش تغيير شده ، سلائق، چانه زني و فزون خواهي در ميزان درخواستي جاي معيار و شاخصهاي اهداف و برنامه را بگيرد.

3) در روش سنتي فعلي، امكان نظارت و كنترل عمليات براي دستيابي به هدفها پيش بيني نشده است. لذا بدون تدوين شاخص نظارت و كنترل جهت فرايند تخصيص منابع ، دستيابي به هدفها بيشتر بر بخت و اقبال استوار است.

 

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۴۱

ميهمان

 28 مهمان حاضر

ورود



آموزه هاي مديريتي

تماس باما

hospital@hospitalmangment.ir